افطاری و همایش و کتابو آیفون دیگه چی میخوای؟!!!لعنتی!

اِمرو گفتم پاشم بیام ی عکس از سفره افطارمون بذارم.

جاتون خالی نبودین افطاری بزنیم به بدن عزیزانم

 

 

پ.ن:یه کتاب خوندم اسمش (نامه به کودکی که زاده نشد-ترجمه یغما گلرویی)نمیدونین چقد از این کتاب خوشم اومد, ی جاهایش که زار زار گریه میکردم دیگه بقیه میگفتن این خل شده !احساسات فمینیستیم همچین قلمبه شده بود.

پ.ن2:ی آهنگ جاده دو طرفه رو شنیدین؟خوب بابا !نزنین تو ذوقم.ریتمشو دوست دارم .

پ.ن3:با ی عاقای دکترِ رزیدنتی تو( اف.بی) چتیدم پیشنهاد داد برم همایش واسم خوبه.

.انقد که من مودب باش صحبت کردم تو عمرم  با کسی صحبت نکرده بودم!

هی من میگفتم آقای دکتر هی اون خرسند میشد همچین

تازه گفت(( گوشی iphone ام داره زنگ میخوره نتونستم دُرُس بنویسم «خانم دکتر»!)).

کجاس دیوار من سرمو بکوبم بش !

خدایا منو بکُش راحت شم

همچین ملتی داریم ما!!!

پ.ن4:چقد این اسمایلا جیگرن.

بعدا نوشت:سردرد گرفتم اینا چقد وُل میخورن.چن تاشونو پاک کردم

/ 10 نظر / 7 بازدید
آني

چه سفره مرتبي خدايي هميشه اينجوريه؟[نیشخند] پس نون كو؟ چه حالي مي ده ادم با خوندن كتاب گريه كنه بقيه بهش بگن ديوونه نه؟ اون پسره!![قهقهه]ادبتون تو حلقم

مهتاب

اختیار داری عزیزم منم لینکت کردم

زندگی نباتی

یعنی فقط گوشیای آیفون زنگ میخورن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!

آني

پس سليقه جنابعاليه پسنديديم پسنديديم عيبي نداره خوب كار كن واسه پس فردات خوبه بعدشم ماكارون چه شود؟ چه افطار شاهانه اي[مغرور]

نقطه

تو خونه ی ما همه روزه میگیرن ولی اکر بگم تقریبا همه به شدت گرما زده شدن(سردرد و حالت تهوع و استفراغ و کارشون به مطب کشیده شاید تعجب کنید، مادر دستور فرمودن حق ندارید هرروز رو روزه بگیرید وقتی اینه وضع....

سابود

خانوم دکتری پس شاه بلوط ؟ به به خیلیم عالی سفره افطارم بسیار هوس انگیز بود...قبول باشه[چشمک]

آمد

گشنمون شد اين عكس رو ديديم./[چشمک]

PedRam

اوّلـن ... چـرا مـن این پُستتـو تا امـروز نـدیده بودمـــ ؟ [تعجب] دوّمـن، سلـامـــ :) قـبول بـآشه نمـاز روزه هــاتـــ ... بی مـرامــ اینهمـه میری توی اون لعنتی چَتـــ میکُنـی، یه دَفه همــ افتخـار بـده وُ با مـا چَتــ کــن [زبان] آیفون نـدارمـــ ، ولی خُبـــ دل که دارمـــ [نیشخند]

آني

حسابي اوقات فراغت پيدا كرديا! هر دفعه ميام اين شكلكارو عوض كردي! قالبمم كه نو كردي[چشمک]

نیکی

منم تازه این کتابو خوندم واقعا تاثیر گذاره مخصوصا اونجاهاش که عصبی میشه که به خاطر بچه ازادیش محدود شده و بعد دوباره دوست داشتنش جاشو میگیره :(