روزهـــــــــــــــای بلوطی ♥

خاطره-چرندنامه-خزعبلات ذهن مالاخولیایی و.........

 
من تغییر میکنم!!
نویسنده : شاه بلوط - ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۸
 

  هر روزی که میگذره ادم تجربه های جدیدی پیدا میکنه.هر روزی که میگذره درسهای جدیدی از زندگیت میگیری.

تازه میفهمی چقد ناپخته و خامی ،تازه میفهمی پشت کلمات حرفهای دیگه اس .هر رفتار تو میتونه عکس العمل خاصی بده.

و در نهایت میبینی خیلی چیزا وجود داره که تو از اون بی خبری .

و مسبب خیلی چیزا خودت بودی ،اره خودت!

تو بودی که همه تقصیرا رو گردن دیگران مینداختی!تو بودی که بدبختیتو همه از بخت بدت و بدشانسی میدونسی!تو بودی که میگفتی نمیتونم !نمیشه !ادمها همه مثل همن !من تو زندگیم بازنده ام!

چرا همه چیزو انقد جدی میگرفتم!چرا خودمو کوچیکو ناتوان میدونستم!چرا به خودم امید نمیدادم!چرا نمیگفتم چیزی از بقیه کم نداری!چرا فک میکردم اگه کسی تو زندگیم نباشه من بیچاره و بدبختم!چرا از درون حس قدرت نمیکردم!چرا از ادمهای موفق بدم میومد!

ولی درست چند ماه پیش بود که فهمیدم این منم که راهو اشتباه رفتم !دیدم باید خیلی چیزا یاد بگیرم زندگی واقعن اسون نیست !هر روز جنگیدنه!هر روز اروزهاته!

باید خودخواه باشی باید به فکر خودت باشی باید دل بسوزنی واسه خودت !موفقیتا شانسی نیست !این که تمام زندگیتو صرف یه ادم بکنی !پس خودت چی!

میخوام اینو بگم واسه چیزای ساده هم یه سری اموزشها رو باید ببینی همه بدبختی سر اینه که تو نمیدونی!کسی به تو نگفته!بعضی ادمها ذاتن هوششو دارن یا تو خانواده ایی بزرگ شدن که این اموزشها بهشون داده میشه.باقی ادمها مثه منن باید تلنگری بهشون بخوره تا بفهمن که باید تغییر کنن.