روزهـــــــــــــــای بلوطی ♥

خاطره-چرندنامه-خزعبلات ذهن مالاخولیایی و.........

 
محبوب من تویی!تو!!
نویسنده : شاه بلوط - ساعت ۳:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٤
 

نسیم دوست دانشگاهیم بود.

شخصیت نسیم مخلوطی از  اعتمادبه نفس بسیار زیاد ، ماخوذ به حیایی،و مثبت بینی، و مقداری چاپلوسی و تمایل به مدیریت کارها و زرنگی های خاص خودش بود تمام چیزایی که من ندارم و اون داشت و نتیجه این که دوستیمون زیاد طولانی نشد چون هیچکدوم اون یکیو نمی تونستیم تحمل کنیم.

اولین بار نسیمو همراه مادرش دیدم.ظاهره ساده ایی  داشت.ولی وقتی حرف زد اعتماد به نفس بالاش و خود برتربینیش شگفت زده ام کرد.

گوشیش که زنگ خورد کمی دورتر از ما مشغول صحبت شد.مادرش با علاقه به اون نگاه میکرد و شروع به تعریف انواع اقسام محاسن نسیم کرد.

از اینکه دختر مومن و مودب و درسخونی مثل اون داره اظهار خوشحالی کرد .و در آخر هم چندین بارمتذکر شد که اونو از تمام بچه هاش بیشتر دوست داره.
 

 منم که از حرفش حسابی جا خورده بودم .لبخند زدم .تنها کاری که میتونستم اون لحظه بکنم.

تا اون  روز به این موضوع دقیق نشده بودم که پدر و مادری ممکنه یه بچه شو بیشتر از بقیه دوست داشته باشه.و اگه این حرفو میشنیدم فک میکردم پدر و مادر ظالمین که بچه هاشونو بر اساس علاقشون طبقه بندی کردن.

در واقع رفتار مادرم این مسئله رو به من این طوری القا میکرد که تمام بچه ها پیش پدر و مادر یکی هستند.
و اصلا همچین چیزی وجود نداره.ولی کم کم فهمیدم! نه !واقعا چنین چیزی وجود داره.و این مادرمه که سیاست داره در رفتارش با ماها.

 کنجکاوی  باعث شد از نسیم  بپرسم  حرفای مامانشو میدونه  ؟اول انکار کرد ولی در نهایتن گفت مادرش تو خونه هم همین حرفو مدام تکرار میکنه و اونم به مامانش میگه این حرفو یواشتر بزنه تا خواهر و برادراش نشنون.

نمیدونم نباید در مورد آدم دیگه ایی همچین قضاوتی کنم ولی خوب احساس
کردم از این که مادرش تحسینش میکنه غرق غروره و در عین حالم با رفتار ریاگرانه سعی میکنه بگه مامان این حرفو نزن دیوار گوش داره!!

این رفتارا ینی یه چیزی مثه این اعتماد به نفس شدیدن زیادو بعضی از خودخواهیا رو من نتیجه همین رفتارای  پدر و مادرا میدونم .مدام تمجید کردن و چشم بستن روی اشتباهات ! و به حرف کردن ا!لوس بار آوردن .

ولی باید پدر و مادرو محکوم کرد که چرا یکیو بیشتراز اون یکی دوست دارن؟جلو علاقه رو میشه گرفت؟میشه کسیو مجبور به چیزی کرد ؟ اصلا میشه به روی خودمون نیاریم علاقه و عشقمونو؟ .هر کاری هم بکنی بلاخره یه جورایی تابلو میشه !نمیشه!؟

اونی که پیامبر بود یکی از بچه هاشو بیشتر دوست داشت.حالا ما که معمولی هستیم نباید داشته باشیم!!اصلا پیامبر کار خوبی کرد باعث شد بچه هاش به جون هم بیوفتن؟بقیه باید بپذیرن اینو؟حسود نباشیم؟

دلیل این علاقه اصلا چیه ؟چرا میگن بچه های آخر عزیز دوردونن؟واقعا هستن؟

 به نظر من دلیل علاقه به بچه های آخر  وابستگی بیشتر والدین به محبت تو سن بالاتره.تو بقیه بچه ها هم میتونه موفقیت بیشتر به سایرین ،زیبایی ،محبت متقابل  یا شباهتشون به خودشون باشه.(نظزیه داروینه گویاخنده)

نظر شما چیه؟یکی از بچه هاتونو بیشتر دوست دارین؟شما با همه فرق دارین؟بچه ندارین؟بچه محبوب خونواده بودین؟نبودین ولی خوب بود بودین؟اگه پدر یا مادر بودی...؟

راه حل من اینکه یا بچه دار نشین یا یکی بیارین که اونم باز مشکل خلو دیوونه شدن داره!دقت کردین من تمام مشکلاتم حل شده لنگ اینمنیشخند

پ.ن1:یکی به دادم برسه درسو گذاشتم کنار !.کو اون آرمانها!ناراحت

پست آهنگ:دو تا آهنگ واستون میذارم هر کی هر چی خ�است .اولی کانتریه خارجکیه خیلی باش حال میکنم جوون پسنده مژهاسمشم :

Are you gonna kiss me or not -Thompson squareچیز خوبیه .لایک!چشمک
 
 دانلود آهنگ     

دومی هم بی کلامه و غمگینه به اسم"مردن از عشق"-فرانک پورسل ، آهنگ خاصیه قلبآقا یه ویولونی دارهگریه

franck pourcel -morir de amor

فرانک پورسل یک از موسیقیدانان مطرح فرانسوی می باشد که او را به عنوان یکی از پیشگامان سبک ایزی لیسینینگ می شناسند.و...

دانلود آهنگ