روزهـــــــــــــــای بلوطی ♥

خاطره-چرندنامه-خزعبلات ذهن مالاخولیایی و.........

 
تبعـــــــــــیض ،تبعیض نداریم اصـــــــــــــــــــــــلا!
نویسنده : شاه بلوط - ساعت ٢:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٤
 

خواهرم سوگل یه جایی میره برای کارآموزی ،امروز ساعت 3 این حدودا ناراحت اومد.

میگم :چی شده ناراحتی؟

میگه:اون مرتیکه که اونجاس نمیذاره بیام،هیچ کاریم ندارم!ولی تا پایان ساعت اداری سخت گیری میکنه.هی هم بهم میگه شما دخترین کارتون دفتریه و... نمیذاره کار یاد بگیرم .

تموم امروزم ناراحت بود .واقعا چطور بعضیا انقد راحت میشینن پشت میز شکم گنده میکنن بعدم به خانوما که میرسن صداشونو میبرن بالا : که پاشین برین خونه داری کنین اصلا کی به شما گفته برین کار کنین ....وظیفه خانوما بچه داریه و خونه داریه.

وقتی هم خونه داری  ،خیلی راحت بهت میگن تو که از صبح تو خونه خوابیده بودی من کار میکردم و حرفای مشابه این! من پول درمیارم بشین سرجات حرفم نزن ! هر چقدم دوس داشته باشم با تو بدرفتاری میکنم!

چرا اصلا باید حقوق آقایون بیشتر باشه؟(همیشه نه ولی خیلی جاها اینطریه؟!)

حتی این حقه کمی هم که از ارث و... واسه خانوماس بعضی آقایون حق خودشون میدونن  و به خانوما نمیدن .دیدم که میگم !

اشکال اصلا کجاس؟شاید اشکال کار از مادرا هم باشه ؟

تو خیلی از خانواده ها هنوزم که هنوزه واسه پسراشون یه حساب جداگانه باز میکنن پول ،ماشین، خونه و....در اختیارشون میذارن.بعضی از همین مادرا هستن که پسرشونو بت میکنن.

همه اشکال هم از مادر نیس از جامعه و دین و فرهنگ .... هم میتونه باشه.

در نهایت اینکه بسوزو بساز دیگه!غیر از اینه!!!!!!!

پ.ن1:سال به سال داره این برنامه ماه عسل مزخرف تر میشه.اجرای احسان علیخانیو که اصلا اصلا دوست ندارم.....خیلی ناز داره و از خود متشکرهسبز

پ.ن2:دو سه روز پیش یه رمان دیگه خوندم به اسم(خاطرات یک گیشا)کتاب بدی نیست.زندگینامه واقعیه یه خانوم ژاپنیه  که وقتی بچه بوده پدرش اونو خواهرشو میفروشه .و اونم یک گیشا میشه و....پایانش برام عجیب بود کمتر حدس میزدم اینطوری تموم بشه و یه جاهایی از داستانم نمیتونم  خودمو قانع کنم که این تمامه حقیقت باشه!