روزهـــــــــــــــای بلوطی ♥

خاطره-چرندنامه-خزعبلات ذهن مالاخولیایی و.........

 
محبوب من تویی!تو!!
نویسنده : شاه بلوط - ساعت ۳:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٤
 

نسیم دوست دانشگاهیم بود.

شخصیت نسیم مخلوطی از  اعتمادبه نفس بسیار زیاد ، ماخوذ به حیایی،و مثبت بینی، و مقداری چاپلوسی و تمایل به مدیریت کارها و زرنگی های خاص خودش بود تمام چیزایی که من ندارم و اون داشت و نتیجه این که دوستیمون زیاد طولانی نشد چون هیچکدوم اون یکیو نمی تونستیم تحمل کنیم.

اولین بار نسیمو همراه مادرش دیدم.ظاهره ساده ایی  داشت.ولی وقتی حرف زد اعتماد به نفس بالاش و خود برتربینیش شگفت زده ام کرد.

گوشیش که زنگ خورد کمی دورتر از ما مشغول صحبت شد.مادرش با علاقه به اون نگاه میکرد و شروع به تعریف انواع اقسام محاسن نسیم کرد.

از اینکه دختر مومن و مودب و درسخونی مثل اون داره اظهار خوشحالی کرد .و در آخر هم چندین بارمتذکر شد که اونو از تمام بچه هاش بیشتر دوست داره.
 

 منم که از حرفش حسابی جا خورده بودم .لبخند زدم .تنها کاری که میتونستم اون لحظه بکنم.

تا اون  روز به این موضوع دقیق نشده بودم که پدر و مادری ممکنه یه بچه شو بیشتر از بقیه دوست داشته باشه.و اگه این حرفو میشنیدم فک میکردم پدر و مادر ظالمین که بچه هاشونو بر اساس علاقشون طبقه بندی کردن.

در واقع رفتار مادرم این مسئله رو به من این طوری القا میکرد که تمام بچه ها پیش پدر و مادر یکی هستند.
و اصلا همچین چیزی وجود نداره.ولی کم کم فهمیدم! نه !واقعا چنین چیزی وجود داره.و این مادرمه که سیاست داره در رفتارش با ماها.

 کنجکاوی  باعث شد از نسیم  بپرسم  حرفای مامانشو میدونه  ؟اول انکار کرد ولی در نهایتن گفت مادرش تو خونه هم همین حرفو مدام تکرار میکنه و اونم به مامانش میگه این حرفو یواشتر بزنه تا خواهر و برادراش نشنون.

نمیدونم نباید در مورد آدم دیگه ایی همچین قضاوتی کنم ولی خوب احساس
کردم از این که مادرش تحسینش میکنه غرق غروره و در عین حالم با رفتار ریاگرانه سعی میکنه بگه مامان این حرفو نزن دیوار گوش داره!!

این رفتارا ینی یه چیزی مثه این اعتماد به نفس شدیدن زیادو بعضی از خودخواهیا رو من نتیجه همین رفتارای  پدر و مادرا میدونم .مدام تمجید کردن و چشم بستن روی اشتباهات ! و به حرف کردن ا!لوس بار آوردن .

ولی باید پدر و مادرو محکوم کرد که چرا یکیو بیشتراز اون یکی دوست دارن؟جلو علاقه رو میشه گرفت؟میشه کسیو مجبور به چیزی کرد ؟ اصلا میشه به روی خودمون نیاریم علاقه و عشقمونو؟ .هر کاری هم بکنی بلاخره یه جورایی تابلو میشه !نمیشه!؟

اونی که پیامبر بود یکی از بچه هاشو بیشتر دوست داشت.حالا ما که معمولی هستیم نباید داشته باشیم!!اصلا پیامبر کار خوبی کرد باعث شد بچه هاش به جون هم بیوفتن؟بقیه باید بپذیرن اینو؟حسود نباشیم؟

دلیل این علاقه اصلا چیه ؟چرا میگن بچه های آخر عزیز دوردونن؟واقعا هستن؟

 به نظر من دلیل علاقه به بچه های آخر  وابستگی بیشتر والدین به محبت تو سن بالاتره.تو بقیه بچه ها هم میتونه موفقیت بیشتر به سایرین ،زیبایی ،محبت متقابل  یا شباهتشون به خودشون باشه.(نظزیه داروینه گویاخنده)

نظر شما چیه؟یکی از بچه هاتونو بیشتر دوست دارین؟شما با همه فرق دارین؟بچه ندارین؟بچه محبوب خونواده بودین؟نبودین ولی خوب بود بودین؟اگه پدر یا مادر بودی...؟

راه حل من اینکه یا بچه دار نشین یا یکی بیارین که اونم باز مشکل خلو دیوونه شدن داره!دقت کردین من تمام مشکلاتم حل شده لنگ اینمنیشخند

پ.ن1:یکی به دادم برسه درسو گذاشتم کنار !.کو اون آرمانها!ناراحت

پست آهنگ:دو تا آهنگ واستون میذارم هر کی هر چی خ�است .اولی کانتریه خارجکیه خیلی باش حال میکنم جوون پسنده مژهاسمشم :

Are you gonna kiss me or not -Thompson squareچیز خوبیه .لایک!چشمک
 
 دانلود آهنگ     

دومی هم بی کلامه و غمگینه به اسم"مردن از عشق"-فرانک پورسل ، آهنگ خاصیه قلبآقا یه ویولونی دارهگریه

franck pourcel -morir de amor

فرانک پورسل یک از موسیقیدانان مطرح فرانسوی می باشد که او را به عنوان یکی از پیشگامان سبک ایزی لیسینینگ می شناسند.و...

دانلود آهنگ

 


 
 
تفکرات کثیف....!عادتای بد!!
نویسنده : شاه بلوط - ساعت ٢:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٠
 

قراره یه سایت مرتبط با رشتمونو .یکی از بچه های دانشگاه که از طرف من ملقب به خضرعلیه راه اندازیش کنه.

منم که جونم در میاد واسه فعالیتای مجازی گفتم ما هم هستیم.حالا امیدوارم دستمو یه مقداری باز بذاره .کلن پشیمونم چرا فعالیت بیشتری نداشتم خیلی حماقت داشتم  خودمو درگیر حرفای بچه ها میکردم یا فک میکردم مطلبی که میذارم خونده نمیشه یا هزار و یک دلیل بچه گانه ی دیگه ام.الانم حماقتام همچنان هستنیشخند

ولی همین که اینجام و مینویسم یه مقداری جسارتمو بیشتر کرده اینجا رو دوس دارم و نسبتا راحتم.مخاطبامو دوست دارم چون اصلا همو نمیشناسیم و امیدوارمم نشناسیم  و نه بر اساس ظاهرم و نه خانواده ام و نه خاطرات گذشته ام قضاوتی رو من نداره.

ولی  بدبختی اینه که وقتی مخاطبت بیشتر میشه  یه جورایی سعی میکنی خودتو بهتر از اونی که هستی نشون بدی درواقع خودسانسوری من شروع شده.

چیزایی بود که دوست داشتم بنویسم ولی جراتشو دیگه ندارم .من حتی از شماهایی که نمیشناسمتونم میترسم ..که دیگه وبلاگم نیاین و کامنت نذارین...!!

اینجوری میشه که واسه دل خودمم مطلب نمیذارم.

ومن به بودن دوستای مجازیم عادت کردم.

به نظر من عادت کردن خیلی وحشتناکه...  عادت به بودن بعضی آدمها تو زندگیت ...عادت به بعضی کارها ...عادت به بعضی حرفها...

و اینجاس که ترکشون سخت میشه . انگار با ترکش یه تیکه از وجودتم کنده میشه.دیگه اون آدم قبلیه نیستی ! آب رفتی! 

شایدم عشق هم یه نوع عادت و خودخواهی باشه اسمشو عوض میکنن که صورت حوش تری از اسارت داشته باشه.

نمیشه جلو عادت کردنو گرفت.تو ناخودآگاهت تو تک نک سلولات نفوذ میکنه.حتی یه ایمیل قدیمی که حالا نیس غصه دارت میکنه!میشه شخصیتت!زندگیت!

این عادتاس که پایبندت میکنه به اصول من درآوردی!به تکرار!به محدود کردنمون!و توقعات!!

ولی میشه رها زندگی کرد؟رهایی ینی خوشبختی؟

بعدا نوشت:دیشب میخواستم اینم بنویسم ولی بد خوابم گرفته بود.این عادتایی که گفتم یه دفه بد کار دستم دادخنده .اون اوایل که ما با شخصیت فانتزی خضرعلی آشناییت نداشتیم.خیلی سخنرانی میکرد درمورد ادب و اخلاقیات... همه ی حرفاشم تو وبلاگ دانشکده میزد.

به طبق عادت هر روز دانشکده بعد نهار عملا بیکار بودیم.رفتیم سایت دانشکده. اون موقع ها سایتمون دختر و پسر یکی بود.

هیچی دیگه منم اومدم وبلاگو باز کردم و بلند بلند خوندن .اصلانم حواسم به اطراف نبود ولووووووم منم که ماشاا... قوی!تا ته دانشکده صدامو شنیدن حتمی .رسیدم به یه مطلبی که واقعا نمیتونستم تحمل کنم .دیدم نمیتونم ساکت در مقابل این حرفش باشم:

و گفتم :زر نزن بابا!(جمله رفته تو خونم در نمیاد متاسفانهنیشخند )

بعد دیدم دوستم بال بال میزنه .منفجر شد از خنده .

رومو که برگردوندم دیدم بحححححححححححله مستر خضر علی لبخند میرنه و سر تکون میده.

دیگه منم نعره ها زدم .و خودمو فحش دادم سر این دهنی که بی موقع باز شدخنده

حالا با کلی سرخو سفید شدن پاشدم رفتم عذرخواهی کردم ( الانا فک میکنم نباید به روی خودم میاوردم اصلا !)

هی من میگفتم :ناراحت شدین؟.واای ببخشید  منظورم شما نبودینخنده(عمه ی من بود پ!!)

هی اون مثه دختر بچه ها میگفت :نه .نه!خجالت(یه جوری که انگار بیشتر نازمو بکشمژه)

اصلا از این وضعیت مسخره تر وجود نداره .بری به خضر علی بگی ببخشید گریهاونم ناز کنهکلافهتو مطلبی که در مورد اخلاقه بگی زر نزن بابا!!

پ.ن1:اینا نظریات منه .میدونم میدونم خیلی هوشمندانه اسخنده 

پ.ن2:ساغت 4 و نیمه صبحه تعجبدیگه خودتون بفهمین خواب بودم نوشتم !

پ.ن3:همه واسه من معلم اخلاق شدن .(دختر خوبی هستی ولی بد تربیت شدی؟!)اینو کجای دلم بذارم؟هان؟اصن صلاحیت داری در مورد اخلاق نظر بدی یا تربیت من؟

پ.ن4:دوباره نوشتمو خوندم یه جاهاییشو اضافه کردم یکمم کم کردم .فک کنم بهتر شد!!یه قسمتایی واقعا بی ربط بودن!!!در حد لالیگا!!


 
 
"تملی معاک "همیشه با تو هستم!
نویسنده : شاه بلوط - ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٧
 

عیدتون مبارک .بغل

دیدم عیده! چی بهتر از این که یه آهنگ شاد واسه عید بذارم .  یه آهنگ عربی " تملی معاک "نیشخند.شاد و خیلی قشنگ و عاشقانه .احتمالا شنیدین چون خیلی معروفه!

خودم که عاشقشم قلبزود دانلود کنیدلبخندولی نکته مهم آهنگسازش بود که آهنگو واسم جالب ترم میکرد.

دانلود آهنگ

در مورد آهنگسازش  :(سایت منبع  این قسمت از مطلب www.harmonytalk.com)

 (Claude Challe) از چهرهای شاخص موسیقی در فرانسه است. چهره موسیقی نه بخاطر آهنگ سازی یا نوازندگی بلکه بیشتر به این خاطر که مردم او را انسانی خارج از دنیای افراد عادی میدانند.

 

او کسی است که به کمک افکار رویایی خود میتواند با هر وسیله ای – مانند موسیقی – در روح و روان انسان تاثیر بگذارد. طی سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰ از محبوبترین چهره های جوان پسند در فرانسه بود که بعدها بعنوان یکی از کارآفرینان (Entrepreneur) بزرگ در زمینه انتخاب و ترکیب موسیقی شناخته شد.....

××××

 متن آهنگ و ترجمه: " تملی معاک " 

 

 

 

تملی معاک

ولو حتى بعید عنی فی قلبی هواک

تملی معاک

تملی فبالی و فقلبی

ولا بنساک

تملی واحشنی لو حتى بکون ویاک

تملی حبیبی بشتاق لک

تملی عینیه تنده لک

ولو حوالیه کل الکون

بکون یا حبیبی محتاج لک 

  

تملی معاک

معاک قلبی معاک روحی یا أغلى حبیب

ومهما تکون بعید عنی

لقلبی قریب

یا عمری الجای والحاضر

یا أحلى نصیب

تملی حبیبی بشتاق لک
 

تملی عینیه تنده لک

ولوحوالیه کل الکون

بکون یا حبیبی محتاج لک

همیشه با تو هستم

حتی اگر ازمن دور باشی عشقت درقلب من وجود دارد
 

همیشه با تو هستم

همیشه در قلب و فکر من هستی

وهیچوقت فراموشت نمی کنم

همیشه شورو شوق وجودت را دارم عزیزم

همیشه دلتنگ دیدنت هستم حتی وقتی که با توام

همیشه چشمانم تو را صدا می زند 

حتی اگر تمام دنیا در اختیار من باشد

باز هم تنها به تو نیاز دارم عزیزم
 

همیشه با تو هستم

قلب من , وجود من همراه توست , ای گرانمایه ترین عشق

هر چه قدرازمن دورباشی

به قلب من نزدیک هستی

ای گذشته و آینده من

ای زیباترین اتفاق زندگیم

همیشه چشمانم اسم تو را صدا می زند

همیشه مشتاق دیدنت هستم عزیزم

حتی اگر تمام دنیا در اختیار من باشد 

بازهم تنها به تو محتاج هستم عزیزم
 

 

پخت نوشت: 

اینم شیرینی عید.کیک زعفرونی که با چایی .اوووووف یه چیزی میشهنیشخندطعم ایروونی!ممکنه عسکای وبلاگمو بدزدن دیگه زیرنویس دار کردمقهقهه

 


 
 
من و خودم!
نویسنده : شاه بلوط - ساعت ۳:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٤
 

آآآآآآآآآآآآخیش.

چه حالی میده .از خود راضی

دارم یه رمان  عشقی آبکی ایرانی میخونم.

نه نیاز داره فک کنم نه هیچی ...خیلی دوس دارمخندهاصلا احساس میکنم چن وقتیه زیادی فک کردم ...خسته شدم به خدا.

اوه اوه صحنه حساس داستان رسیدم:خوشمزه(سسسسس ساکت باش هصاصهیول)

 نچ نچ... دختره غش کرد!

بابا این نویسنده اش خیلی خجسته اس راه به راه دختره غش میکنه در آغوش اسلامابروآخه کی اینقد غش میکنه؟!

ما چرا غش نمیکنیم پ خنده؟الاناس که فحش خورش کنم  این ما رو چی فرض کرده شششششششششعصبانی

خیلی خوب باید خودمو آروم کنم نباید هیچ شعوری به خرج بدم هیچی میفهمی هیچی..ابلهخیلی خوب ادامشو بخونم:ا

اوم....اوم...هووووووم....هه هه....اوپس اوپس ...(2 ساعت بعد)

ها ها..... ینی ....ها ها.

wow!چه پایان متفاوتی به هم رسیدن  منم که احساساتی گریه.دماغتم بسوزه  زبان

چیه نکنه میخواستی به هم نرسن!!!؟

زبونتو گاز بگیر  ورپریده میخوای صندلیمو بشکنم !!.(میگن اگه تو هند پایان یه فیلمی بد تموم بشه ملت هند صندلیای سینما  رو میشکونن .نیشخند)

چرا پارازیتی ؟نشستی مثه پیرزنها به غرغر کردن 

ببین تو آدم منفی باف و حسودی هستی .اصلا وجودت واسه جامعه ضرره .برو دکتر خودتو معرفی کن.میخوای اصلا من معرفیت کنم ؟ هان چی میگی؟دکتر خوبم سراع دارم.نمیدونی چقد پولداره همین طور نشسته تو مطب پول پارو میکنه.همش خارجه ایران نیست اصلا...یکم یاد بگیر اسم خودتم گذاشتی ...هر چن تو که... .

مردم شانس دارن بابا مثه تو که نیستن تا چشات درآد.

تو از بچگی حسود بودی کاره یکی دو روز نیست که!دیگه بعضیا گٍلشون بده!تو هم...

بینم تو چن سالته؟اووووه!کی میمیری؟چرا نمیمیری؟؟عمر نوح میخواد بکنه!یکم از خودت خجالت بکش  تا کی من باید تحملت کنم؟!.

---------

پ.ن1:از این به بعد میخوام یه چیزی به اسم (پست آهنگ )برای بعضی از پستام بذارم.مثن اگه چیز جالبی بود به شما هم بگم گوش کنین.این دفه یه چیز متفاوتلبخند

پست آهنگ :یه آهنگی هس که  اولین بار که صدای خواننده اشو  شنیدم موهای تنم سیخ شد.جدی دارم میگم...

خواننده آهنگ منیره وکیلی هس.خواننده اپرایی قبل از انقلاب .این آهنگم یه سبک محلی اپرایی و کلاسیک داره. اسم آهنگ (تو بیو)

در ضمن ممکنه با سلیقه همه جور درنیاد .گفته باشم.

دانلود آهنگ


 
 
سیرک!
نویسنده : شاه بلوط - ساعت ٢:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱۱
 

ق.ن:میشه این آهنگو با این پست بخونی؟آخرش میگم چرا؟؟

از اینجا دانلود کن.

تموم شد؟حالا گوش کن و بخون.

-----------------------------------------------------------------------

یکی از خوابهایی که کابوس مانند  یا خیلی عادی گاهی میبینم اینه که دارم به دست خودم  بدنمو سلاخی میکنم .

یکی از خوابهای چن سال پیشم که به شدت ترسوندم این بود :

تو ی اتاق خالی و نیمه تاریکی  به دیوار تکیه داده بودم و به پاهام نگاه میکردم.

یکی از پاهامو قطع کرده بودم و کنارم روی زمین افتاده بود.

سفیدی خیلی ترسناکی داشت ...بدون خون و سرد...

میدونستم خودم این کارو کردم و پشیمون بودم و میترسیدم ....خودم قطعشون کردم.

و صحنه بعدی خوابم وقتی بود که داشتم به دو تا پای پیر و بزرگ و کوچیکم  که پوست ناهموار و زردی داشت  و با نخهای سیاهرنگی به بالای زانوم وصل بود  وحشت زده نگاه میکردم..... اونا پاهای یه جنازه بودن ... نمی تونستم راه برم.

 

×××

فک میکنی روانپریشی دارم؟کی نداره؟

خواب من جوری بود که میدونستم تموم شد و من دیگه پاهای خودمو ندارم و اون پاهای ترسناک چندش آور.. 

حالا فک کن این اتفاق تو واقعیت بیفته صورتت بسوزه کامل یا نقص عضو بشی یه دفعه تو دیگه اون آدم نیستی باید خودتو اینطوری قبول کنی..چقدر میتونه کابوس باشه ؟

و دیگران یه جور دیگه میبیننت و میشی ترسناک  و عجیب و قابل ترحم.

حتی صرف اینکه مردم بدونن تو بیماری دیدشون به تو عوض میشه .چه برسه به آدمایی که یکم عجیب ترن !

 احتمالا (مرد فیل نما ) رو میشناسین یا فیلم شو دیدین .آهنگی که اول مطلبم گذاشتم آهنگ تم فیلمشه .(اگه میخواین بهتر بشناسیدش اینجا بزنید)

<<یه آهنگه دلهره آور و رمز آلود و  تا حدی غمگین  که یاد سیرک میندازتت و صدای سوت قطار>>

به خاطر شکل عجیبش تو سیرک نمایشش میدادن.

خیلی زندگی غم انگیزی داشته!

فک نکنم ماها خیلی با آدم های دوره مرد فیل نما فرقی کرده باشیم .ما هم نگاه میکنیم چون واسمون جالبه!

پ.ن 2:یه آهنگ دیگه ام این فیلم داره که به شدت غم انگیزه و تو رادیو ایرانم زیاد میذاره .اونم از اینجا دانلود کنید.خیلی تلاش کردم این یکیو گیر آوردم زیر خاکیهچشمک

 پ.ن3:عجباااااااا! این ننه بابای ما .ما رُ گذاشتن خودشون  رفتن سفرهای علمیناراحتظلمه !!!!!!!!!!

 

 


 
 
آهنگ این روزام...
نویسنده : شاه بلوط - ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۸
 

 این آهنگ ینی عالیه ...قلبقلب

 معرفی: تم اصلی این آهنگ بخشی از ارکستر بزرگ گیتاری‌ست با نام «Concierto de Aranjuez» که توسط «Joaqun Rodrigo» آهنگساز مشهور اسپانیایی در سال ۱۹۳۹ در پاریس ساخته شده است. این آهنگ در وصف زیبایی و عظمت باغ‌ها و کاخ سلطنتی آرانخوئز (حدود ۵۰ کیلومتری جنوب مادرید) است که زادگاه این آهنگساز نابیناست و بیانگر احساس درونی وی در ابتدای جنگ داخلی اسپانیاست

دانلود آهنگ از اینجا

متن آهنگ

In   Persian

In English

In Spanish

آرانخوئز

سرزمین رویاها و عشق ها

جایی که فواره های زلال افسانه ای اش

درگوش رُزها نجوا می کنند

 

آرانخوئز

امروز چیزی بجا نمانده

جز برگ های خشکیده ی بی رنگ

که باد را جارو می زنند

یاد آور عشقی که یکباره آغازیدیم

و بی دلیل از آن دست کشیدیم

 

عشقی که شاید هنوز

در غروبی،نسیمی،گلی

پنهان ودرانتظار بازگشت توست...

 

در آرانخوئز.عشق من

من و تو !

Aranjuez,
a place of dreams   and love.
Where a rumor of   crystal
fountains in the   garden
seems to whisper   to the roses.

Aranjuez,
today the dry   leaves without color
Which are swept   by the wind
Are just   reminders of the romance 
we once started
And that we've   forsaken
without reason.

Maybe this love   is hidden
in one sunset
In the breeze or   in a flower
Waiting for your   return.

Aranjuez,
today the dry   leaves without color
Which are swept   by the wind
Are just   reminders of the romance 
we once started
And that we've   forsaken
without reason.

In Aranjuez, my   love
You and I! 

Aranjuez,
Un lugar de   ensuenos y de amor
Donde un rumor de   fuentes de cristal
En el jardín   parece hablar
En voz baja a las   rosas.

Aranjuez,
Hoy las hojas   secas sin color
Que barre el   viento
Son recuerdos del   romance 
que una vez
Juntos empezamos   tu y yo
Y sin razón   olvidamos.

Quizá ese amor   escondido esté
En un atardecer
En la brisa o en   la flor
Esperando tu   regreso.

Aranjuez,
Hoy las hojas seces   sin color
Que barre el   viento
Son recuerdos del   romance 
que una vez
Juntos empezamos   tu y yo
Y sin razón   olvidamos.

En Aranjuez, amor
Tu y yo! 

شنیدی؟دوس داشتی؟خیال باطل

منبع آهنگ و ترجمه:http://ava.shahrmajazi.com


 
 
تکرارِ ِتکرار!!
نویسنده : شاه بلوط - ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۳
 

 

چقد این روزام تکراره!

بیدار موندنای ِتا خودِ صبح.

خوندن بگی نگی زبانو کتاب ِقطور ِ اون بابا (گایتون).که نمیفهمم اصلا چی میگه !

صحبت کردن با آدمهای پوچُ  و نفهم !که به خودم بگم چرا اصلا حرفی زدم ؟چرا همیشه به همین جا میرسم!

خوندن استاتوس های تکراری .که زندگی را باید اینگونه زیست نه آنگونه ! عشقه شکست خورده ِگور به گور شده!جوکهای صدباره ی آب بندی !آدمای نسخهِ پیچهِ روشن فکر !که فلان کنن تو اون تفکراتشون !که روشن فکریشون همون یه صحفه اس!

دیدن سریالی که توهم زدگیه نویسندشه!بابایِ قلدرِ ِعشقه بچه!دختر ناسپاس و معتاد!دختر خوبٍ چادری!مادر ِبچه بدبخت کنه غرب زده!پسر عوضیِ داستان!!!

و خودم که بازم همه ی اینا رو تکرار میکنم.!

----------------------------

پ.ن 1:توهین نباشه چون نخواستم اینطوری باشه.لبخند

پ.ن2:یه اتفاق محیرالعقول:ساعت 5 صب بود گفتم برم یه سر اف.بی.دیدم لاله پیام گذاشته منم جواب دادم. بعد دیدم ییهو پیام داد.علاوه بر اینکه اون موقع سکته زدم که این چرا این موقع بیداره هنگم کردم چون گفت :دلم س×× میخواد.تعجب(حالا من فک کردم شوخیش گرفته!)

منم گفتم:کصصافططط!پاشو برو اون کپٍ مرگتو بذار.این موقعه اومدم کسی نباشه.(میدونم خیلی مودبمنیشخند)

بعد اون گف:من لاله نیستم با این پسوورد و ایمیل هر کسی میتونه بره تو پیچش و ناراحت نشو این حرفو زدم(طلب پوزشتو عشقه!!!)و...

خلاصه اش  دیگه فهمیدیم بیچاره لاله هک شده و  من با هکر عزیز حرفیدم.عینک...بدین ترتیب بود که تصمیم گرفتیم امنیتمان را بالا ببریم.

پ.ن3:الان پی نوشتام از متن اصلی بیشتر شده خنده

پ.ن4:بزن اینجا و فقط گوش کن.اسم آهنگ  In The MoodFor Love

ازShigeru Umebayashiمحبوب منقلبظاهرا آهنگ موسیقی متن فیلم بوده